میگم زندگی هدفمند انقدا هم که فکر می کردم سخت نیست! تصمیمی که کبری تو هفت سالگی گرفت من احمق با 16 سال تا خیر گرفتم ! اما بالا خره گرفتم !! دارم تمرین آدمیت می کنم خیلی سخته خیلی ولی خوب باید از یه جایی شروع کرد هر چی دیر کنی بیشتر به ضرر خودت! گور بابای محیط زندگی هم کردن چکمه نمی پوشیم به درک زمستون هم تموم شد رو سیاهی موند واسه ذغال ! دارم یاد میگیرم دلم واسه کسی تنگ نشه اینجوری راحت تر می شه مرد ! دارم کمکم یاد میگیرم بدون صداقت زندگی شیرین تره ! تازه کجاشو دیدی هر چی عمله تر بی شعور تر عوضی تر باشی قشنگتری میگی نه دوروز فقط دوروز لباس دیو.. تنت کن ببین چه عزت احترامی برات می زارن ! ولی جدای از شوخی به این نتیجه رسیدم من خمینی نیستم که انقلاب کنم نه می تونم آدما رو عوض کنم واز قالب بالا در بیارم نه می تونم محیط زندگیمو تغییر بدم پس تنها کاری که ازم بر میاد اینه که قالب خودمو عوض نکنم بقیه به درک که نمی دونن آدم چه شکلیه !این پروژه ده سال سوم توسعه هم اصلا کارایی نداره چون مخم الان هنگ در ضمن بنده اجازه هیچ گونه نوشتنی در قالب متن ترانه شعر و غیره ی ادبی ندارم کلا ممنوع القلم شدم حالا هی بهم بگین چرا ترانه از خودت نمی زاری ولی این عین حقیقت من فقط می تونم خو(زظضذ)عولات و اراجیف رو اینجا بنویسم دستور از مقامات بالا اومده که خانم نویسنده دهن گشادتو ببند وهر چی به مغز پشکلیت میرسه رو ننویس در آخر هم آبی دریا قدغن تو این مایه ها ولی باز هم برام مهم نیست گور بابای اونم کردن! چاره ای جز این ندارم این شیش ماه هم تموم بشه من از آسمون این جهنم راحت شم یه جورایی ! من از همه دوستانی که انتظار دارن منم مثل خیلی از خانم های دیگه نگران رنگ مو رنگ لاک و رژ گونه شکم گنده و کمر پهنم باشمونیستم عذر خواهی میکنم ببخشید که من فکر م اندازه سایز شلوارم نیست ببخشید که هر چیزی رو می نویسم ولی خواهش می کنم این بازی هار و واسه من دیگه ح داقل در نیارین من خیلی وقته عرصه رو سپردم دست شماها هر جور دوست دارین هر کاری دوست دارین بنویسین این گوی و این میدون من از جنس این جماعت نیستم ونمی شم پس این همه جدال واسه هیچ به خدا ارزش نداره نه من واسه این همه دیوانه نه نای نوشتن دارم نه حس نه هر چی بگذریم باز هم گور باباش! این بند دیگه به جون مامانم مال خودم آدم باش : چشمامو بستین نفسم بند اومد دستامو بستین دیگه عاصی شدم انقده خنجر به غرورم زدین که شکل یک زن حماسی شدم
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 12:34 توسط الناز نوربخش |