نزدیک به دو سال که ما شدیم 5 نفر منو تو ومامان وداداشو زن داداش و روژان اما هر سال هفته اول مهر جات خیلی بیشتر از همیشه خالی آخه عید وتابستون تولد مامان هم میاد و تو نمیای .دلم خیلی برات تنگ شد ه روژان هم خیلی خوشگل بزرگ و بزرگ تر میشه راستی نوشتن هم بلده خیلی خوب می نویسه بابا درست برعکس من !! باز هم منو نازی من : بقچه ی مسافرت می بندی؟ نازی : ار خدا بخواد می خوام برم جنوب ! من :با تب تو مو و خون ریزی؟ کی می خوای برگردی ؟ نازی: سه ملیون سال دیگه !!! چه طوری پیدات کنم ؟ نازی : با قطار بیا جنوب آن جا پیاده شو ! هر کجا بابونه دیدی بو کن ! من اون جام!!
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 22:34 توسط الناز نوربخش